مهتاطب

سرفصل

حساب کاربری

ورود ثبت نام
خروج
نام کاربر
کاربر :
021 - 53867

عناوین اصلی

منوهای اصلی

مقالات

آدرس صفحه

عنوان مطلب علمی

نوتراسوتیکال چیست دکتر رویا میرنظامی
شنبه 19 خرداد 1397
317 بازدید

محتوای مطلب علمی

محصول پیشنهادی

چکیده:

پوست بزرگترین عضو در بدن انسان است، این عضو در حساسیت نقش داشته و در مقابل میکروارگانیسم‌ها، مواد شیمیایی و اشعه ماوراءبنفش (UV) نقش حفاظتی ایفاء می‌کند. درنتیجه، پوست ممکن است از تغییراتی همانند پیری در اثر نور، عدم عملکرد درست سیستم ایمنی و تورم و التهاب رنج ببرد و ممکن است سلامتی انسان را تحت تأثیر قرار دهد. نوتراسوتیکال ها روش‌های امیدوارکننده‌ای برای جلوگیری، به تأخیر انداختن یا کاهش پیری زودرس پوست از خود نشان می‌دهند و همچنین برخی بیماری‌های پوستی را تخفیف می‌دهند. در میان آنها پپدیهای بیواکتیو و الیگوساکاریدها، پلی فنول های گیاهی، کاروتینوئیدها، ویتامین‌ها و اسیدهای چرب غیر اشباع چندگانه، عناصری هستند که به‌طور گسترده‌ای مورداستفاده قرار می‌گیرند. استفاده از این محصولات به صورت مکمل، شواهدی از تأثیر روی علائم پیر شدن و مقابله در مقابل اثر پیرسازی اشعه ماوراءبنفش در آزمایش‌های مختلف روی انسان نشان داده است. در این بررسی، مرتبط‌ترین مطالعات روی نوتراسوتیکال های پوست ارزیابی‌شده و دقت آماری، ارتباط  بیولوژیکی نتایج این آزمایش‌ها و پروتکل‌های آزمایشی موردبحث قرار می‌گیرند. در نتیجه، کیفیت و سختی آزمایشات باید بهبود یابد تا شواهد علمی موثقی برای نوتراسوتیکال پوست به دست آید و یک رابطه علت و معلول مابین عناصر با تأثیرات مثبت برای پوست برقرار کند.

1.مقدمه

پوست بزرگترین ارگان بدن است، که یک ششم کل وزن بدن را دربر دارد و مهمترین نقش آن عمل کردن به عنوان یک مانع شیمیایی و فیزیکی است که بدن را در مقابل عوامل محیطی مضر همانند پاتوژن (عامل بیماری‌زا)، اشعه ماوراءبنفش، خطرات مواد شیمیایی، تغییرات دما و حتی کم‌آبی محافظت می‌کند. پوست از سه لایه اصلی با یک سری ساختارهای اساسی تشکیل شده است: الف) اپیدرمیس ب) درمیس ج) هیپودرمیس یا بافت زیر پوستی.(شکل1)

مهتاطب

اپیدرمیس با منشأ اکتودرمال، لایه محافظ اصلی خارجی است و به عنوان محل تماس بدن با محیط خارجی عمل می‌کند. استراتوم کورنیوم (لایه شاخی) خارجی‌ترین لایه اپیدرمیس است که از سلول‌های مرده یا کورنئوسیت ها تشکیل شده. در زیر استراتوم کورنیوم، سلول‌های زنده کراتینوسیت ها، ملانوسیت ها و لانگرهاس قرار دارند. کراتینوسیت ها نوعی سلول غالب در اپیدرمیس است که کراتین تولید می‌کند، کراتین پروتئینی است که پوست را ضد آب می‌سازند. گروه مهم دیگر سلول‌ها در اپیدرمیس، سلول‌هایی هستند که از ملانوسیت ها تشکیل شده اند. این سلول ها گروهی از سلول‌های ناهمگون را در بدن تشکیل می‌دهند و در اپیدرمیس موجود هستند، محل اتصال غشایی (پوستی) و فولیکول‌های مو. ملانوسیت ها ملانین تولید می‌کنند، ملانین رنگدانه ای است که رنگ پوست به آن وابسته است و از پوست در مقابل آفتاب محافظت می‌کند. ملانین ممکن است اثرات فیزیولوژیکی مهم دیگری داشته باشد، که شامل اثر تنظیمی هموستاسیس اپیدرمال، پاک‌سازی رادیکال‌های آزاد برای مقابله با استرس اکسیداتیو و حتی فعالیت ضد باکتریایی هستند. سلول‌های لانگرهانس، سلول‌های دندریتیک هستند که بدن را در مقابل مواد خارجی و میکروارگانیسم محافظت می‌کنند.   

درمیس، با منشأ مزودرم، لایه‌ای است که به پوست محکمی و الاستیسیته (خاصیت ارتجاعی) می‌بخشد. این لایه متشکل از سیستم‌های عروقی، لمفاوی و عصبی است. همچنین این لایه، حفره‌های عرق و فولیکول‌های مو را در بر دارد. درمیس عمدتاً متشکل از پروتئین‌های ماتریکس خارج سلولی پیچیده (ECM)، به‌ویژه فیبرهای کلاژن است. پروتئین‌های ECM با توجه به عملکردشان، می‌توانند به عنوان پروتئین‌های ساختاری همانند کلاژن و پروتئین‌های غیر ساختاری یا الاستین (گلیکوپروتئین) طبقه‌بندی شوند. اینتگرین ها در کنار گروهی از متالوپروتئین های ماتریسی (MMPs) و فاکتورهای رشد (GFs) ترکیبات ضروری ECM هستند. کلاژن پوست فراوان‌ترین پروتئین ECM است. کلاژن بافت پیوندی پوستی (غشایی) مسئول استحکام کششی پوست و خواص مکانیکی آن هستند. درمیس همچنین تعداد زیادی از سلول‌های ایمنی و فیبروبلاستها (بیشترین نوع سلول‌ها در این لایه) را در بر دارد، که در سنتز (ساخت) بسیاری از اجزاء ECM شرکت دارند.   

رگ‌های خونی که مواد مغذی برای پوست فراهم می‌آورند و به تنظیم دمای بدن کمک می‌کنند نیز در درمیس قرار دارند.

هیپودرمیس یا بافت زیر پوستی به عایق‌بندی بدن در مقابل گرما و سرما کمک کرده، لایه محافظی ایجاد کرده و به عنوان سطح ذخیره کننده انرژی عمل می‌کنند.

اشعه ماوراءبنفش به عنوان اصلی‌ترین عامل تغییرات ناشی از پیری؛ شامل تورم، پیری حاد، زوال ECM و سرطان عمل می‌کند. اشعه ماوراءبنفش به اشعه با طول موج بلند UVA ، طول موج متوسط UVB  و طول موج کوتاه UVCکه توسط لایه ازون جذب می‌شود، تقسیم می‌شود. UVB تنها ? درصد از اشعه خورشید که به زمین می‌رسد را تشکیل می‌دهد و اشعه UVA تقریباً به طور کامل به سطح زمین می‌رسد. اشعه ماوراءبنفش با توجه به طول‌موج‌هایش در داخل پوست نفوذ می‌کند. UVA (بلندترین طول موج) به درمیس نفوذ می‌کند و UVB تقریباً به‌طور کامل توسط اپیدرمیس جذب می‌شود (شکل 2)

مهتاطب

اشعه ماوراءبنفش می‌تواند با مولکول‌های متعددی (کروموفورها) در لایه‌های مختلف پوست برهمکنش داشته باشد. این برهم‌کنش‌ها ممکن است  اثرات فیزیولوژیکی مثبت یا منفی داشته باشند که بستگی به طول موج، مدت زمان قرارگیری در معرض اشعه و منابع اشعه ماوراءبنفش دارد. اثرات مثبت عمدتاً شامل سنتز (ساخت) ویتامین دی و درمان نارسائی‌های مختلف پوستی است (شکل ?). مشخص شده است که اشعه خورشید، ساخت مواد متشکله ویتامین دی را در پوست را ارتقاء می‌بخشد. بسیاری از افراد می‌توانند با قرارگیری در معرض نور مستقیم آفتاب برای مدتی کوتاه در طی روز با نپوشاندن بازوها، دست‌ها یا قسمت‌های پائینی ساق پا، مقدار کافی از ویتامین دی در بدنشان بسازند. بااین‌حال، برخی مردم همانند آفریقائی‌ها، آمریکائی‌های سیاه‌پوست/ آفریقایی‌تبار یا مردمان ساکن در نواحی با نور خورشید کم؛ نمی‌توانند ویتامین دی را با قرارگیری محدود در معرض نور خورشید در بدنشان بسازند. در این شرایط، متخصصین پوست پیشنهاد می‌دهند که ویتامین دی لازم را از طریق رژیم غذایی یا مکمل‌های ویتامین دی به‌جای قرارگیری طولانی‌مدت در معرض نور آفتاب تأمین شود.

مهتاطب

فوتون‌های UVB وارد پوست شده و دی هیدروکلسترول-7 را به پری ویتامین دی تری (D3) فتولیز می‌کنند که خود در عوض با انرژی گرمایی بدن به ویتامین دی تری، ایزومرایز می‌شود. کمبود ویتامین دی سبب عقب افتادن رشد در کودکان و بچه‌ها گردد و در پیدایش و بدتر کردن استئوپروسیس و استئوپنیا در بزرگ‌سالان نقش دارد. بااین‌وجود، این عوارض مرتبط با سبک زندگی با سطح پائین قرارگیری در معرض نور آفتاب (مردمان ساکن مناطق شمالی و برخی مردمان آسیایی) است. علاوه بر این، فتوتراپی (نوردرمانی) نیز گزینه‌ای است که در درمان بسیاری از آسیب‌شناسی‌های پوست همانند نارسائی‌های پسوریاتیک و غیر پسوریاتیک (به‌عنوان‌مثال مورفی، اسکلرودرما، ویتیلیگو، درماتیت آتوپیک) است.

اثرات نامطلوب اشعه ماوراءبنفش شامل تورم، تضعیف سیستم ایمنی و یا نارسائی‌های آلرژی، حساسیت بیشتر به اشعه ماوراءبنفش در اثر داروها (کورتون ها)، پیری در اثر نور، صدمه به دی ان ای، استرس اکسیداتیو و کارسینوجنسیس هستند (شکل ?). تورم حد وسط پوست در اثر اشعه ماوراءبنفش به صورت خارجی به صورت آفتاب‌ سوختگی یا اریتما دیده می‌شود. این عارضه می‌تواند به صورت بصری با قرمزی پوست یا اریتمای ناشی از افزایش جریان خون در اثر اتساع بیش‌ازحد عروق خونی در درمیس به وجود می‌آید تشخیص داده شود. مقادیر بالای اشعه ماوراءبنفش می‌تواند منجر به ادم (تورم)، تاول زدن، لایه‌برداری و درد بعد از قرارگیری در معرض اشعه شود و اشعه UVB که نسبت به UVA بیشتر اریتموژنیک است. اشعه UVB شامل یک تسلسل سیتوکتین، واسط نورواکتیو و وازواکتیو در پوست است که منجر به پاسخ‌های تورمی می‌شود. اگر مقدار اشعه ماوراءبنفش از یک حد معین بگذرد، کرایتینوسیت های تحت تأثیر اشعه، با فعال کردن یک مسیر آپوپتوتیک پاسخ می‌دهند. چنین سلول‌هایی می‌توانند با هسته‌های پیکنوتیک شان مشخص شوند و به‌عنوان سلول‌های سوخته شده با آفتاب شناخته می‌شوند. از دیدگاه مولکولی، سیگنال‌های آسیب همانند فعال‌سازی p53 به طرز چشمگیری فیزیولوژی کراتینوسیت که واسط چرخه سلولی  و فعال‌ساز بازسازی دی ان ای هستند، را تغییر می‌دهند.   فاکتور هسته ای  NF-κB نیز با اشعه UV فعال شده، منجر به اولین مراحل در فرایند متورم شدن در واکنش‌های آفتاب‌سوختگی می‌شود که عبارت التهابی سیتوکین اینترلوکین (IL)-1, IL-6، فاکتور نکروز (مردگی بافت) تومور (TNF)-α و فاکتور رشد اندوتلیال (لایه درون رگی) عروقی (VEGF) را افزایش می‌دهد.  

سرکوب ایمنی که با اشعه UV تشدید شده، تنها یک ناحیه تحریک‌شده را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد بلکه همچنین تمام کل سیستم ایمنی را تحت تأثیر قرار می‌دهد چرا که پوست شامل تمام انواع سلول است که در اندام‌های لمفاوی ثانویه همانند طحال، گره‌های لمفاوی و لوزه‌ها حضور دارند. سلول‌های اصلی که تحت تأثیر اشعه ماوراءبنفش قرار می‌گیرند، سلول‌های لانگرهانس و لمفوسیت های تی هستند. سلول‌های لانگرهانس سلول‌های دندریتیک هستند که برای حضور آنتی‌ژن‌ها برای سیستم ایمنی حیاتی هستند. سلول‌های لانگرهانس در اپیدرمیس واقع هستند و مسئول فعال‌سازی لمفوسیت های تی در پاسخ به آنتی‌ژن‌های بیگانه هستند. مطالعات متعددی نشان داده‌اند که اشعه UVB تعداد سلول‌های لانگرهانس (چگالی این سلول‌ها را کاهش می‌دهند)، مورفولوژی و عملکرد ایمونولوژیک را تغییر می‌دهند. همچنین، اشعه UVB تحمل سلول تی را از طریق تلفیق عملکرد سلول‌های نماینده آنتی‌ژن همانند سلول‌های دندریتیک تشدید می‌کنند، که منجر به سرکوب ایمنی می‌شود.

پیر شدن پوست یک فرایند بیولوژیکی پیچیده است که ناشی از دو مکانیزم سینرژیک (همکار) است: فاکتورهای درونی و فاکتورهای خارجی. از یک طرف، پیر شدن درون‌زاد، تحت تأثیر عوامل درونی، پدیده‌ای غیر قابل اجتناب است که شامل فاکتورهای گوناگونی همانند متابولیسم سلولی، ژنتیک، هورمون و گذشت زمان است. از نظر کلینیکی مرتبط با افزایش شکنندگی و از دست رفتن خاصیت کشانی پوست است. از طرف دیگر، پیر شدن خارجی یا برون‌زاد، قابل اجتناب است و در اثر قرارگیری مکرر پوست یا بدن با عوامل مضر، به‌ویژه اشعه ماوراءبنفش (پیر شدن در اثر نور)، رژیم نامناسب، آلودگی، مواد شیمیایی و سمی ایجاد می‌شود. اشعه ماوراءبنفش ماتریکس متالوپروتئن ها (MMPs) را در پوست را افزایش می‌دهند. MMPs مسئول کاهش پروتئین‌های ECM همانند کلاژن، فیبرونستین، پروتئوگلیکان ها و الاستین (حامی سیستم عملکردی) هستند. علاوه بر این، MMPs نقش مهمی در سرطان‌زایی بازی می‌کنند و فرایندهای گوناگونی مرتبط با پیشرفت تومور همانند رشد، انژیوژنز (رگ زایی) و متاستاز را تحت تأثیر قرار می‌دهند. بنابراین، پیر شدن در اثر نور با تعادل توزیع شده در گردآوری و کاهش ECM، از دست رفتن الاستیسیته، تجمع نامنظم رنگ‌دانه‌ها، خشکی و چروک شدن مشخص می‌شود. همچنین چروک شدن و تجمع رنگ‌دانه‌ها مستقیماً با پیرشدن در اثر نور به صورت زودرس مرتبطتند و به عنوان بحرانی‌ترین واقعه برای پوست در نظر گرفته می‌شوند.              

قرارگیری در معرض اشعه UV منجر به تولید گونه‌های اکسیژن واکنش‌پذیر (ROS) شده و منجر به یک وضعیت تنش (استرس) اکسیداتیو می‌شود. این وضعیت مساعد اکسیداتیو (اکسیده شدن) نتایج مرتبطی در هومئوستازی سلول همانند اکسیده شدن لیپید و پروتئین، از دست رفتن پروتئین میتوکوندری و صدمه به دی ان ای می‌شود. علاوه بر این، ROS سایر اثرات UV همانند صدمه به دی ان ای، تورم و پیرشدن پوست را افزایش می‌دهد، چرا که آنها می‌توانند پاسخ‌های تورمی را فعال کرده و تولید و فعالیت ماتریکس متالوپروتئین (MMP) را تنظیم کنند که منجر به شکسته شدن کلاژن می‌شود. پوست خود به خود به سطوح بالای ROS با فعال‌سازی آنزیم‌های سم‌زدایی همانند سوپراکسید دیسموتاز (SOD)، کاتالاز (CAT)، ردوکتاز تیروکسین (TrxRs) و استفاده از سایر مولکول های آنتی‌اکسیدان همانند گلوتاتیون (GSH)، آلفا توکوفرول (ویتامین E) و اسید اسکوربیک (ویتامین C) پاسخ می‌دهد.         

با این وجود، این پاسخ ممکن نیست به اندازه کافی برای جلوگیری از صدمه اکسیداتیو پوستی بعد از قرارگیری در معرض عامل‌های سرطان‌زا مؤثر باشد. اشعه UV تنها بخشی از اشعه خورشید است؛ به‌هرحال، این اشعه مسئول اکثر فعالیت‌های سرطان‌زا است چرا که فوتون‌های ماوراءبنفش می‌تواند یکپارچگی دی ان ای، را تحت تأثیر قرار داده، هموستاز، جهش ژن‌ها شامل آنکوژن ها و عامل‌های سرکوب کننده تومور را تشدید کنند. اگرچه UVB سهم کوچکی از کل اشعه‌ای دارد که به زمین می‌رسد، این اشعه خطرناک‌ترین و ژنوتوکسین ترین (genotoxic) بخش از اشعه خورشید است، که اسیدهای  نوکلوئیک در اپیدرمیس را تحت تأثیر قرار می‌دهد. UVB منجر به شکل‌گیری جهش دی ان ای و سرطان می‌شود. با این وجود، اثر مستقیم UVA روی اسیدهای نوکلوئیک نادر است، اثر ژنوتوکسین آن عمدتاً با ROS  همان‌طور که در بالا شرح داده شد، وساطت می‌شود. 

 رنگ پوست یکی از فاکتورهای بسیار مهم در حساسیت به اشعه ماوراءبنفش و خطر سرطان پوست است. معیار فیتزپاتریک (Fitzpatrick Scale) در توسط دکتر تی بی فیتزپاتریک (T.B. Fitzpatrick) به وجود آمد، یک معیار نیمه کمی است که از شش دسته تجمع رنگ‌دانه‌ها تشکیل‌شده که رنگ پوست را با تجمع رنگ‌دانه‌ها و حساسیت به اشعه ماوراءبنفش توصیف می‌کند. Mindal Erythematous Dose (MED) روشی کمی برای گزارش مقدار اشعه ماوراءبنفش ، به‌ویژه UVB ، که لازم است آفتاب‌سوختگی را پس از قرارگیری در معرض آفتاب با تعیین اریتما (قرمزی پوست) و ادم (تورم) را تشدید کند. نمونه اولیه فیتزپاتریک پائین هم با MED و هم ملانوما و سایر خطرهای سرطان پوست مرتبط است. (شکل 4)

مهتاطب

در کنار عملکرد بیولوژیک پوست، پوست در جذابیت فیزیکی نقش بازی می‌کند. ظاهر پوست با بافت، رنگ و مشخصه‌های مختلفی همانند الاستیسیته، تولید عرق و چربی پوست مشخص می‌شود. وضعیت تغذیه‌ای که هم ماکرو مغذی و هم میکرو مغذی‌ها مرتبط است نقش مهمی در سلامتی و ظاهر پوست دارد. به‌عنوان‌مثال، نشانه‌های درماتولوژی کمبود ویتامین C شامل شکنندگی پوست، تغییر در بافت موها  به صورت موهای کرکره‌ای و خونریزی لثه‌ها همچنین بهبود دیرتر و ضعیف‌تر زخم‌ها است.

صنایع غذایی و آرایشی استراتژی‌های جدیدی برای برقراری ارتباط بین مصرف مواد مغذی و سلامتی پوست بنیان گذاشته‌اند.

درنتیجه، مصرف مواد غذایی و مکمل‌هایی که ادعا می‌شود خطر نارسائی‌های پوست را کاهش می‌دهند یا پیر شدن پوست را کم می‌کنند، رو به افزایش است. استفاده از مکمل‌های دارای ویتامین‌ها، مواد معدنی یا اسیدهای چرب ضروری پیشنهاد می‌شود تا وضعیت پوست، بهبود یابد. بسیاری از مؤلفه‌های غذایی بیواکتیو مسئول اثرات مثبت روی سلامتی، عمدتاً از گیاهان استخراج می‌شوند، درعین‌حال برخی نیز از منابع حیوانی استخراج می‌شوند.

عبارت نوتراسوتیکال از ترکیب دو کلمه نوتریشن و فارماسوتیکال تشکیل شده و توسط دی فیلیس (DeFelice) در ???? عنوان شد، وی پایه گذار و مدیر بنیان نوآوری در پزشکی (FIM) در کرانفورد نیوجرسی است. طبق نظر دی فیلیس، نوتراسوتیکال می‌تواند به عنوان یک غذا یا بخشی از آن تعریف شود که فواید سلامتی و پزشکی در بر دارد، فرایند پیری را به تأخیر می‌اندازد، از بیماری‌های کرونیک (مزمن) همانند چاقی جلوگیری می‌کند، طول عمر را افزایش می‌دهد یا از ساختار و عملکرد بدن حمایت می‌کند.

این روزها، نوتراسوتیکال ها با توجه به پتانسیل تغذیه‌ای، ایمنی و اثرات درمانی؛ توجهات زیادی به خود جلب کرده‌اند. با این اوصاف، با وجود اینکه نوتراسوتیکال ها اثرات امیدبخشی در عوارض گوناگون دارند ولی استفاده بی‌رویه آنها ممکن است خالی از اثرات جانبی نباشد، به همین دلیل باید تحت قوانین داروهای تجویزی قرار بگیرند. 

بخش‌های اصلی صنعت نوتراسوتیکال شامل مکمل‌های غذایی، محصولات گیاهی/طبیعی و غذاهای کارا باشد. مکمل‌های غذایی و محصولات گیاهی/طبیعی از بخش‌های با رشد فزاینده در این صنعت هستند. یک تحقیق بازار اخیر پیشنهاد می‌دهد که بازار جهانی نوتراسوتیکال در حال گسترش است. عوامل مختلف بازار با رشد فزاینده این بخش مرتبطند : افزایش مراقبت از سلامتی، محبوبیت رو به رشد مواد مغذی و تقاضای رو به افزایش برای نوتراسوتیکال ها.     

نوتراسوتیکال ها می‌توانند با شاخص‌های گوناگونی طبقه‌بندی شوند: منابع غذایی، مکانیسم عمل، طبیعت شیمیایی و فواید خاص برای سلامتی. ممکن است آنها به صورت ماکرو مغذی (نمک‌های مغذی/المان‌های شیمیایی لازم در مقادیر بالا به‌عنوان مثال پتاسیم، منیزیوم، کلسیم و اسیدهای چرب امگا تری)، ریزمغذی‌ها (نمک‌های مغذی/المان‌های شیمیایی لازم در کمیت‌های کوچک همانند، ویتامین‌ها و مواد معدنی) و فیتوکمیکال ها باشند. منابع غذایی که به عنوان نوتراسوتیکال مورد استفاده قرار می‌گیرند همگی طبیعی هستند و می‌توانند به‌صورت این موارد طبقه‌بندی شوند: فیبر خوراکی، پریبیوتیک ها، پروبیوتیک ها، اسیدهای چرب چندگانه غیراشباع، مواد معدنی، آمینواسیدها و پپتیدها، کاروتنوئیدها، ویتامین‌ها، فیتوکمیکال ها و ادویه‌ها.

در این بررسی، اطلاعات منتشر شده درباره اثرات مواد مغذی روی پوست انسان به صورت خلاصه بیان می‌شود. طراحی مطالعات و نتایج آزمون‌های مختلف روی انسان، که از نمونه اولیه یا محصولات نوتراسوتیکال تجاری استفاده می‌کنند بحث می‌شود تا یک ارتباط علت و معلول مابین مصرف عناصر و تأثیرات روی پوست پایه‌گذاری شود. مطالعات مطابق با خانواده‌های مختلف عناصر مورد استفاده در مکمل‌های رژیمی سازماندهی‌شده است.

2.پپتیدهای بیواکتیو

پپتیدها زنجیره‌های پلی پپتیدی کوتاهی هستند که با چندین آمینو اسید با وزن مولکولی پائین شکل می‌گیرند. از آنجا که برخی از آنها فعالیت‌های بیولوژیکی حیاتی را به عهده دارند، عمدتاً به‌عنوان پپتیدهای بیواکتیو شناخته می‌شوند. پپتیدهایی که برای مقاصد آرایشی مورد استفاده قرار می‌گیرند معمولاً از کلاژن با قابلیت بهبودیافته فراهمی زیستی و حلالیت در مقایسه با پروتئین کامل، استخراج می‌شوند. پپتیدهای بیواکتیو در فرمولاسیون‌های گوناگون نوتراسوتیکال که ادعای خواص ضد پیری و بازسازی پوست را دارند یافت می‌شود که در زیر توصیف می‌شوند.

در یک مطالعه کور دوگانه (double-blind) تحت کنترل با داروی کاذب، به ??? نفر ??? گرم از پپتید کلاژن بیواکتیو (BCPVERISOL® یا داروی کاذب به مدت ? هفته داده شد، بطوریکه در هر گروه ?? نفر حضور داشتند. چروک‌های پوست قبل از درمان و همچنین بعد از ? و ? هفته اندازه‌گیری شد. بعد از ? و ? هفته مصرف BCP به صورت آماری باعث کاهش قابل‌توجه میزان چروکهای اطراف چشم در مقایسه با گروهی که داروی کاذب دریافت کرده بودند شد. علاوه بر این مصرف BCP به‌صورت آماری میزان بیشتری از پروکلاژن نوع یک و الاستین را نشان می‌داد. همچنین افزایش حجم فیبریلین بعد از درمان با BCP مشاهده شد بااین‌حال این افزایش از نظر آماری قابل‌توجه نبود. نویسندگان این مطالعه نتیجه‌گیری کرده‌اند که مصرف  VERISOL®  خوراکی به طرز قابل‌توجهی چروک‌های پوستی را کاهش و اثرات مثبت روی سنتز (ساخت) ماتریکس پوست داشته است (p < 0.05).

در یک آزمایش کلینیکی تحت کنترل با داروی کاذب، ?? زن مورد بررسی قرار گرفتند، به ?? نفر داروی کاذب یا یکی از این دو درمان داده شد: یک ترکیب ویژه از کلاژن پپتیدها که از ماهی (Peptan®F) یا خوک (Peptan®P) گرفته شده بود. افراد شرکت‌کننده در این آزمایش نوشیدنی که شامل ?? گرم Peptan®  یا ده گرم داروی کاذب بود را به مدت ?? روز دریافت کردند. پارامترهای پوست صورت بعد از ?، ? و ?? هفته درمان اندازه‌گیری شد. داروی خوراکی Peptan®F بعد از ? هفته درمان، افزایش قابل‌توجهی در رطوبت پوست (?? درصد) نشان داد، درحالی‌که Peptan®P رطوبت پوست را تا ?? درصد بعد از درمان افزایش داد. در مطالعه تحت کنترل دیگری با داروی کاذب، ??? زن به صورت تصادفی در دو گروه داروی کاذب یا Peptan®F قرار داده شدند. این مکمل نشان داد که تکه‌تکه شدن کلاژن را بعد از ?? هفته تا ?? درصد کاهش می‌دهد و سهمی در اثرات ضد پیری دارد. در دو مطالعه ذکر شده تعداد افراد شرکت‌کننده زیاد بود که منجر به مشاهده تفاوت‌های قابل‌توجه از نظر آماری شد (p < 0.05).

در یک مطالعه کلینیکی اخیر، ?? نفر CELERGEN®  داده شد، که محصول نوتراسوتیکالی است که ??? میلی‌گرم کلاژن پپتید دریایی (MCPs) دارد که از ماهی دریای عمیق گرفته‌شده، ?? میلی‌گرم عصاره پوست انگور، ?? میلی‌گرم Coenzyme Q10 (CoQ10) (شکل ??? میلی‌گرم لتولین و ??? میلی‌گرم سلنیوم با منشأ گیاهی برای ? ماه پیش‌درمان و دو ماه درمان. استفاده از این مکمل، الاستیسیته پوست، شاخصه‌های اولتراسونیک پوستی و تولید چربی پوست را بهبود بخشید ولی تغییری در شاخصه‌های استرس اکسیداتیو دیده نشد. اگرچه تعداد افراد تحت آزمون کم بود، ولی تفاوت‌ها از نظر آماری قابل‌توجه بود (p < 0.05). نویسندگان این مطالعه نتیجه‌گیری کردند که ترکیب MCPs با اکسیدانتهای با منشأ گیاهی می‌تواند یک مکمل مؤثر و ایمن برای بهبود خواص پوستی بدون خطر صدمه اکسیداتیو باشد.

مهتاطب

3.پلی ساکاریدهای بیواکتیو

پلی ساکاریدها (چندقندی‌ها) پلیمرهای شکر هستند که عملکردهای ساختاری و ذخیره انرژی دارند. آنها در گیاهان، حیوانات، قارچ‌ها و ارگانیسم‌های پروکاریوتا (procariota) با ساختارهای مختلف، ترکیبات تک قندی و خواص فیزیوکمیکال حضور دارند. Glycosaminocan ها به‌ویژه با منشأ دریایی، پراستفاده‌ترین پلی ساکاریدها در فرمولاسیون نوتراسوتیکال هستند. آنها بر پایه یک واحد دی ساکارید بدون شاخه تکراری و یک  amino-sugar (N-acetylglucosamine یا N-acetylgalactosamine) و یک اورونیک اسید (glucuronic یا iduronic acid) هستند.

Imedeen® Derm One®  یک مکمل رژیمی برای مراقبت از پوست است که دربردارنده تکه‌های پروتئین و مقداری glycosaminoglycans است که از ماهی دریایی گرفته‌شده است. علاوه بر این، این مکمل حاوی ویتامین C و گلوکونیت روی است، که هر دو عناصر در سلامتی پوست مؤثر هستند. این محصول در آزمونی مورد استفاده قرار گرفت که ?? زن با ??? میلی‌گرم Imedeen® به مدت ده روز مورد درمان قرار گرفتند. پارامترهای ارزیابی‌شده شامل چروک‌ها، لکه‌ها، خشکی و شکنندگی پوست و ناخن بود. بعد از ?? روز درمان، تمامی نشانه‌ها بهبود یافت و مشاهدات کلینیکی با تغییرات الاستیسیته و ضخامت پوست تائید شد.

از طرف دیگر Vivida®  محصولی تجاری و موجود است که شامل پلی ساکاریدهای فعال مختلف است که از غضروف ماهی دریایی گرفته شده است. بازدهی و ایمنی این محصول و Imedeen®  در یک مطالعه مورد بررسی قرار گرفت، ?? زن ??? میلی‌گرم از Vivida®  و ?? زن ??? میلی‌گرم Imedeen®  در روز به مدت ?? روز داده شد. هر دو درمان بهبودهای قابل‌توجهی در وضعیت پوست‌ها نشان داد (ضخامت اپیدرمال و درمال، الاستیسیته و ایندکس اریتمال) ولی Vivida®  مؤثرتر از Imedeen®  برای تمام پارامترها بود. در مطالعه‌ای دیگر ??? سفیدپوست مورد آزمون قرار گرفتند و به آنها قرص‌های Imedeen®  که شامل ??? میلی‌گرم proteoglycan، ?? میلی‌گرم ویتامین C و ?? میلی‌گرم گلوکونیت روی  است به مدت ?? ماه داده شد. بعد از درمان Imedeen®  بهبودیهای قابل‌توجهی در کاهش خطوط ریز و پیری در اثر نور با ارزیابی شرایط پوست، چگالی، از دست رفتن آب در ترنس اپیدرمال و صافی پوست،  نشان داد.

با این وجود، مدت زمان طولانی مطالعه به عبارت دیگر ?? ماه، می‌تواند مشکلات مختلفی به وجود آورد. برای مقاصد تجاری، مصرف‌کنندگان لازم است در یک دوره کوتاه در حدود ?? تا ?? روز پی به اثرات مثبت آن ببرند، در غیر این صورت مصرف‌کننده به مصرف مکمل ادامه نخواهد داد. از طرف دیگر، چنین دوره طولانی از مصرف این دارو ممکن است منجر به برخی مشکلات ایمنی شود.

مطالعه تحت کنترل دیگری با داروی کاذب با Imedeen®  انجام شد. پروتکل به خوبی طراحی و قدرت آماری کافی (p < 0.05) است. به ?? زن سالم روزانه  ? قرص Imedeen®  یا داروی کاذب داده شد. دوز روزانه کلی شامل ??? میلی‌گرم کمپلکس دریایی Imedeen®، ?? میلی‌گرم عصاره هسته گوجه‌فرنگی و انگور و ?? میلی‌گرم ویتامین C به مدت ? ماه داده شد. بهبود در پوست برای هر دو گروه دیده می‌شد با این وجود، درجه بهبود با گروهی که مکمل ضد پیری به آنها داده شده بود بالاتر بود. نتایج تأثیر مثبت روی ظاهر پوست، کاهش چروک‌های چشمی، زبری بصری و لمسی و رنگ‌های لکه‌ها را نشان داد.   

در یک مطالعه شبه تجربی بدون استفاده از داروی کاذب، ?? مرد مورد آزمایش و به هر یک دو قرص Imedeen® Man.Age.Ment  داده شد که هر قرص ??? میلی گرم پروتئین، ?? میلی‌گرم ویتامین C، ???? میلی‌گرم عصاره هسته انگور، ? میلی‌گرم روی و ????? میلی‌گرم عصاره دانه گوجه‌فرنگی به مدت ? ماه داده شد. نتایج بهبودی‌های قابل‌توجهی در آب‌رسانی پوست، چگالی التراسوند درمال (dermal ultrasound density) و کاهش pH پوست نشان داد (p < 0.05). ارزیابی از طریق عکاسی، بهبودی در ظاهر کلی و رضایت افراد مورد آزمایش را با افزایشی در کلاژن و فیبرهای الاستیک پوست نشان داد.

در یک مطالعه تحت کنترل با داروی کاذب دیگر، ?? نفر آسیایی سالم به دو گروه تقسیم شدند، یک گروه galacto-oligosaccharides (GOS) و دیگری داروی کنترلی دریافت کردند. افراد تحت آزمایش GOS (? گرم در هر کپسول) دو بار در روز به مدت ?? هفته دریافت کردند. نتایج نشان داد که افزایش ارزش‌های corneometer از ابتدا تا هفته ?? ام به طرز قابل‌توجهی در گروهی که با GOS درمان شدند بالاتر بود و از دست رفتن آب ترنس اپیدرمال (TEWL) به مقدار قابل‌توجهی کاهش یافت (p < 0.05). علاوه بر این، تفاوت‌ها در نواحی چین‌وچروک کلی و موضعی مابین دو گروه بعد از ?? هفته درمان با GOS قابل‌توجه بود. شواهد حاصل از این مطالعه بهبودی‌های قابل‌توجهی در شرایط پوست (رطوبت و عملکرد حفاظتی پوست) در افراد ?? ساله نشان داد. بااین‌وجود، جنبه‌های منطقی و مکانیکی اینکه چطور اولیگوساکاریدها می‌توانند منجر به چنین نتایجی شوند نیاز به آزمایش‌های بیشتر دارد.

4.عصاره‌های گیاهی بیواکتیو

عصاره‌های بیواکتیو ترکیبات پیچیده‌ای از ترکیبات طبیعی با ساختارها و منشأهای مختلف هستند. استفاده از آنها در محصولات آرایشی و مراقبتی پوست از زمان‌های قدیم  به‌خوبی شناخته‌شده و به‌صورت گسترده موردمطالعه قرارگرفته‌اند. پلی فنول ها ترکیبات طبیعی اصلی هستند که کاربردهای آرایشی داشته و انواع مختلف از ساختارها و خانواده‌ها دارند. (شکل ?). ترکیبات و نسبت پلی فنول ها ممکن است به میزان زیادی تغییر کند که بستگی به خانواده گیاه و فرایند عصاره گیری دارد. در زیر مرتبط ترین مطالعات در زمینه محصولات نوتراسوتیکال بر پایه عصاره‌های گیاهی که روی انسان مورد آزمایش قرارگرفته‌اند، شرح داده می‌شود.

مهتاطب

®  یک عصاره استاندارد از پوست درخت کاج دریایی فرانسوی (Pinus pinaster) غنی از فلاونوئید هایی همانند  catechins و پروسیانیدین ها (B1, B2, B3, B7 , C1 و C2) و فنولیک اسید هایی همانند caffeic، ferulic و اسیدهای p-hydroxybenzoic است. 

Pycnogenol®  نشان داده است که اثرات بیولوژیکی و سلامتی گوناگونی همانند فواید آن در کاهش کلسترول و بیماری‌های قلبی عروقی و آنتی‌اکسیدان، ضد دیابت و ضد فعالیت‌های تورمی دارد. مطالعات پیشنهاد می‌دهد که Pycnogenol®  از نظر فراهمی زیستی به شدت بالا و ترکیب آن نسبت به عناصر تک مؤثرتر است (اثر سینرژیک). بااین‌وجود، با توجه به درصد پائین جذب پروسیانیدها در روده کوچک و تبدیل آن به مشتقات  flavan-3-ols توسط میکروبیوتا، فراهمی زیستی در انسان‌ها هنوز موضوعی حل نشده است. مکمل‌های خوراکی Pycnogenol®  در ?? داوطلب سفیدپوست (? میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) مورداستفاده قرار گرفت. نتایج نشان می‌دهد که اثر حفاظت در مقابل نور این فرمولاسیون در مقابل اشعه ماوراءبنفش صدمات پوستی را تشدید می‌کند. در مطالعه‌ای دیگر، ?? زن سالم مکمل‌هایی با سه قرص ?? میلی‌گرمی Pycnogenol® (جمعاً ?? میلی‌گرم) در ?? هفته داده شد. استفاده از  Pycnogenol®  در عبارت  mRNA از هیولارونیک اسید سنتز (HAS-1) افزایش قابل توجهی نشان می‌دهد و در عبارت ژنی که در سنتز کلاژن  de novo شرکت دارد. به‌صورت خارجی، مکمل‌های Pycnogenol®  به طرز قابل‌توجهی آب‌رسانی و الاستیسیته پوست را بهبود بخشیدند (p < 0.05). با این وجود، شمار پائین افراد مورد آزمایش در دو مطالعه قبل شک‌هایی درباره درستی نتایج به وجود می‌آورد.

در یک مطالعه تحت کنترل با داروی کاذب، ?? زن با دو قرصEvelle®  دو بار در روز و به مدت ? هفته مورد آزمایش قرار گرفتند. یک قرص  Evelle®  دارای ?? میلی‌گرم Pycnogenol® ، ?? میلی‌گرم ویتامین C، ?? میلی‌گرم ویتامین E، ?? میکروگرم بیوتین، ?? میکروگرم سانیوم، ??? میلی‌گرم روی به‌صورت گلوکونیت، ?? میلی‌گرم کمپلکس با منشأ دریایی، ?? میلی‌گرم عصاره گیاه دم‌اسبی، ?? میلی‌گرم عصاره بلوبری و ?? میلی‌گرم عصاره گوجه‌فرنگی است. در پایان مطالعه، به صورت آماری مشخص شد که الاستیسیته پوست به طرز قابل‌توجهی در مقایسه با گروهی که از داروی کاذب استفاده کرده بودند، افزایش‌یافته است. همچنین به‌صورت آماری زبری پوست در مقایسه با گروه تحت کنترل بعد از ?? هفته از مصرف مکمل به طرز قابل‌توجهی کاهش یافت. علاوه بر این، ?? زن مبتلا به ملاسما با ?? میلی‌گرم قرص Pycnogenol®  سه بار در روز به مدت یک ماه (?? میلی‌گرم در روز) داده شد.   

افراد تحت آزمایش و پارامترهای کلینیکی همانند ایندکس ناحیه ملاسما و تجمع رنگدانه های پوست در پایان درمان مورد ارزیابی قرار گرفتند. ناحیه ملاسما و شدت متوسط تجمع رنگ‌دانه‌ها در افراد مورد آزمایش به صورت آماری به شدت کاهش یافت. این مطالعه نتیجه‌گیری کرد که  Pycnogenol® از نظر درمانی مؤثر بوده و در بیماران مبتلا به ملاسما از ایمنی لازم برخوردار است. تفاوت‌های مشاهده شده از نظر آماری قابل‌توجه بود (p < 0.001) ولی تعداد بیماران تحت آزمایش متوسط بود و هیچ گروهی با مصرف داروی کاذب وجود نداشت.

استفاده از نوع متفاوتی از عصاره پوست درخت کاج دریایی به نام Flavangenol®، علائم کلینیکی را در پوست صورت پیر شده با نور بهبود بخشید. این مکمل خوراکی روی ??? زن سالم زیر ?? سال با لکه‌های ناشی از کهولت سن و علائم متعدد ناشی از پیرشدگی پوست در اثر نور (تجمع رنگدانه ها در لکه‌ها، زبری، چین‌وچروک و تورم) مورد استفاده قرار گرفت. ?? زن با ??? میلی‌گرم در روز به مدت ?? هفته مورد درمان قرار گرفتند درحالیکه ?? زن با ?? میلی‌گرم در روز به مدت ?? هفته تحت درمان بودند. در پایان مطالعه با دوز پائین، ?? نفر از افراد تحت آزمایش (علاوه بر ?? نفر دیگر) با ?? میلی‌گرم در روز برای ?? هفته دیگر مورد ارزیابی قرار گرفتند تا اثربخشی و ایمنی عصاره پوست درخت کاج به صورت طولانی مدت ارزیابی شود. در هر دو دوره، کاهش چشمگیر در علائم پیری پوست در اثر نور همانند  کاهش تجمع رنگدانه های لکه‌های ناشی از پیری مشاهده شد.

همچنین یک مطالعه تحت کنترل با داروی کاذب برای ارزیابی اثر مکمل استرول آلئوورا روی پارامترهای پوستی همانند الاستیسیته، آب‌رسانی و میزان کلاژن انجام شد. ?? زن سالم به صورت تصادفی به دو گروه که یک داروی کاذب یا یک ماست مکملی دارای استرول آلوورا به مدت ?? هفته مصرف می‌کردند تقسیم شدند و نتایج، تفاوت‌های چشمگیری در رطوبت پوست، TEWL، الاستیسیته و میزان کلاژن  بین دو گروه نشان می‌داد. در پایان دوره استفاده از مکمل، الاستیسیته و میزان کلاژن به‌طور قابل‌توجهی با دریافت استرول آلوورا افزایش یافت. در مطالعه‌ای مشابه، ?? مرد سالم استرول آلوورا به مدت ?? هفته دریافت کردند. نتایج نشان داد که درمان، ایندکس ملانین و الاستیسیته را افزایش و در عین حال رطوبت پوست را کاهش داد. دو مطالعه قبل از نظر آماری تفاوت‌های قابل‌توجهی نشان دادند (p < 0.05) و تعداد افراد تحت آزمایش متوسط بود.

NutroxSun®  یک فرمولاسیون استاندارد از عصاره مرکبات است که از گریپ‌فروت (دارابی) نارس (غنی از بیوفلاونوئیدهای مرکبات همانند نارینجنین، شکل ?) و عصاره رزماری (غنی از ترکیبات فنولیک و دیترپنس همانند کارنوسیک اسید، شکل ?) به دست می‌آید. برای بررسی اثربخشی در حفاظت در مقابل نور از ترکیب دو عصاره، آزمایشی بر روی انسان با مصرف خوراکی بر روی داوطلبانی که دوز اریتمای مینیمم (MED) بعد از قرارگیری در معرض اشعه ماوراءبنفش در آنها تشخیص داده شد. در روز ?? ام درمان، افزایش قابل‌توجهی در MED مشاهده شد (?? درصد)، که نشان می‌دهد درمان خوراکی به مدت طولانی‌تری می‌تواند حفاظت در مقابل اشعه ماوراءبنفش را بهبود بخشد. این مطالعه از نظر آماری تفاوت‌های قابل‌توجهی در MED مابین دو گروه به وجود آورد (p < 0.05) ولی تعداد افراد تحت آزمایش کم بود. علاوه بر این، این مکمل خوراکی در ?? نفر زن سفیدپوست تحت آزمایش مورداستفاده قرار گرفت تا اثرات ضدالتهابی و تورمی، حفاظت در مقابل نور و ضد پیری این ترکیب موردبررسی قرار گیرد. بعد از دو هفته از مصرف محصول، نتایج کاهش عمق چین‌وچروک‌ها و افزایش الاستیسیته را در یک رژیم ??? تا ??? گرمی از این مکمل نشان داد. در این مطالعه ثانویه، تعداد افراد تحت آزمایش زیاد بود و از نظر آماری تفاوت‌های قابل‌توجهی در MED و همچنین عمق چین‌وچروک‌ها، الاستیسیته و لیپوپراکسید پوست مابین گروه مصرف‌کننده داروی کاذب و گروه مصرف‌کننده مکمل مشاهده شد.

اثرات حفاظتی در مقابل نور و ضد پیری پوست از یک عصاره پودری از پرتقال توسرخ (Red Orange Complex®) نیز در انسان‌ها گزارش‌شده است. مکمل غذایی شامل 2.8–3.2% w/w  آنتوسیانین، 1.8–2.2% w/w  اسیدهای هیدروکسی سینامیک، 8.5–9.5% w/w  فلاون گلیگوسیدس و 5.5–6.5% w/w  اسکوربیک اسید (شکل ?) بود. تعداد متوسطی از افراد سفیدپوست (?? نفر) روزانه ??? میلی‌گرم از عصاره را به مدت ?? روز دریافت کردند. در ارزیابی اریتمای ایجاد شده توسط تابش اشعه ماوراءبنفش نتایج نشان داد که دریافت عصاره پرتقال توسرخ به میزان قابل‌توجهی اریتمای ناشی از این اشعه را کاهش می‌دهد (p < 0.05). در ارزیابی یکنواختی ظاهر پوست، افراد تحت آزمایش تحت تأثیر اشعه لامپ خورشیدی (solar lamp) قرار گرفتند و تجمع رنگدانه ها در اثر پیری به میزان ?? درصد کاهش یافت. نویسندگان این مقاله فرض کردند که مکمل عصاره پرتقال توسرخ می‌تواند فعالیت آنتی اکسیدانی نشان دهد و ظاهر پوست و تجمع رنگدانه های پوست را بهبود بخشند.      

مطالعه دیگری تأثیر Polypodium leucotomos / ترکیب انار (PPmix®) در مقابل  Polypodium leucotomos  به‌تنهایی (Fernblock®) را در پارامترهای بیولوژیکی پوست مقایسه کردند. هر دو عصاره شامل پلی فنول های متفاوت بویژه  ellagitannins همانند punicalagin هستند. ?? نفر (?? مرد و ?? زن) روزانه ??? میلی‌گرم PPmix® یا Fernblock® به مدت سه ماه دریافت کردند. شش پارامتر پوست اندازه‌گیری شد: چربی پوست، آب‌رسانی، کاهش آب در ترنس پیدرمال (TEWL)، ایندکیس ملانین، ایندکس اریتما و الاستیسیته. هر دو درمان، ایندکس اریتما را کاهش دادند ولی PPmix®  موثرتر بود. ایندکس ملانین و چربی پوست تنها توسط PPmix® کاهش یافت.  یک عصاره leucotomos  مشابه، به‌تنهایی در فرمولاسیون Heliocare®  مورداستفاده قرار گرفت. مطالعه تحت کنترل با داروی کاذب انجام شد. افراد تحت آزمایش زن و مرد با نوع پوست فیتزپاتریک یک و چهار، به‌صورت تصادفی ??? میلی‌گرم از عصاره P. leucotomos   (?? نفر) یا داروی کاذب (?? نفر) دو بار در روز به مدت دو ماه دریافت کردند. نتایج ایمنی عصاره P. leucotomos   را اثبات کرد و نشان داد که عصاره MED را افزایش و شدت اریتمای ناشی از اشعه ماوراءبنفش را کاهش می‌دهد (p < 0.05).

5. مکمل کاروتینوئید

کاروتینوئیدها رنگدانه های طبیعی با ساختارهای تری تراترپنوئید خطی (lineal tretraterpenoid) هستند. اینها در جلبک، باکتریهای فتوسنتز و گیاهان یافت می‌شوند و رنگهای قرمز، نارنجی و زرد پدید می‌آورند. انسان‌ها آنها را از میوه‌ها و سبزیجات می‌گیرند که آلفا کاروتن، بتاکاروتن، بتا کریپتوکسانتین، اوتئین، زیاکسانتین و لیکوپن معروفترین کارتینوئیدهای رژیمی هستند (شکل ?). فعالیت‌های بیولوژیکی اصلی آنها مرتبط با کاهش خطر بیماری‌های قلبی عروقی و حفظ عملکرد بینایی بهینه است. با این وجود، در کنار این اثرات سیستمیک، طبق مطالعات انجام شده روی انسان‌ها، مصرف آنها برای سلامتی پوست به‌ویژه برای مقاصد محافظت در مقابل نور مفید تشخیص داده‌شده است.  

مطالعات گوناگون توانایی مکمل‌های کارتینوئید در جلوگیری لز صدمات پوست در اثر اشعه ماوراءبنفش در افراد داوطلب را نشان داده‌اند.

یک مطالعه اثرات مصرف یک پروبیوتیک خاص (Skin-ProbioticTM) و کارتینوئیدها را به مدت شش هفته در کاهش صدمات ناشی از اشعه ماوراءبنفش همچنین در مدولاسیون بیومارکرهای پوست در اثر اشعه ماوراءبنفش نشان می‌دهند. سه مطالعه مختلف روی جمعاً ??? نفر انجام و آنها در معرض UVB، تابش اشعه خورشید و نور طبیعی خورشید قرار گرفتند و به صورت آماری تفاوت‌های قابل‌توجهی (p < 0.05) در MED، بیومارکرهای صدمه پوست و رنگ پوست با مقایسه افراد تحت آزمایش قبل و بعد از آزمایش نشان دادند.

 

لی و همکاران (Lee et al.) اثرات محافظت در مقابل نور ترکیبی از ?? میلی گرم کارتینوئید (???? mg β-carotene, ???? mg α-carotene, ????? mg lutein) در روز در تعداد محدودی از افراد تحت آزمایش (?? مرد و ?? زن) به مدت ? هفته بررسی کردند ولی هیچ گروهی با داروی کاذب در نظر نگرفتند. غلظت مکمل کارتینوئید با افزایش ?? میلی‌گرم به دوز نهایی ?? میلی‌گرم در روز رسید. نتایج افزایش قابل‌توجه وابسته به دوز مصرفی در MED را با مصرف ?? و ?? میلی‌گرم کاروتنوئید در روز (p < 0.05) نشان داد. علاوه بر این غلظت بتاکاروتن سروم بعد از دریافت مکمل افزایش و پروکسیداسیون لیپید سروم کاهش یافت اگرچه هیچ بتاکاروتنی در پوست یافت شد.

در مطالعه‌ای توسط گلنیک و همکاران (Gollnick et al)، ?? زن جوان، دوز متوسطی از بتاکاروتن، ?? میلی گرم در روز به مدت ?? هفته دریافت کردند. بعد از دوره مصرف مکمل، مصرف مکمل با قرارگیری در معرض نور طبیعی خورشید به مدت ?? روز ادامه یافت. افزایش رنگ زرد سطوح پوست و کاهش اریتما در افراد مورد آزمایش که بتاکاروتن دریافت کرده بودند مشاهده شد. مطالعه نتیجه‌گیری کرد که استفاده از مکمل با دوز متوسط بتاکاروتن قبل  و در حین قرارگیری در معرض نور خورشید، با کاهش قابل‌توجه اریتما و افزایش سلول‌های لانگرهانس پوست را از آفتاب‌سوختگی محافظت می‌کند (p < 0.01). نتایج همچنین نشان داد که ترکیب سیستمیک و موضعی حفاظت در مقابل نور با استفاده از ضد آفتاب اثری سینرژیک دارد ولی تعداد افراد تحت آزمایش محدود و هیچ گروهی با داروی کاذب در آزمایش شرکت نداشت.      

پوستایر و همکاران (Postaire et al.) نیز اثرات سودمند ترکیب بتاکاروتن و سایر آنتی‌اکسیدان‌ها را بررسی کردند. در این مطالعه تعداد محدودی افراد (?? نفر) مکملی که دارای ?? میلی‌گرم بتاکاروتن، ? میلی‌گرم لیکوپن، ? میلی‌گرم توکوفرول و ?? میلی‌گرم اسکوربیک اسید داشت را روزانه به مدت ? هفته مصرف کردند. اگرچه حفاظت در مقابل نور به صورت مستقیم اندازه‌گیری نشد، نویسندگان پیشنهاد می‌کنند که کاروتینوئیدها ممکن است به دلیل تحریک melanogenesis نقش محافظتی در مقابل نور داشته باشند.

در مطالعه‌ای دیگر، ?? نفر با دریافت ?? میلی‌گرم ترکیب کاروتینوئید (23.8 mg β-carotene, 0.75 mg α-carotene, 0.18 mg cryptoxanthin, 0.15 mg zeaxanthin and 0.12 mg lutein) روزانه و گروه دیگر این ترکیب و ??? میلی‌گرم آلفا توکوفرول را به مدت ?? هفته دریافت کردند. بعد از این مدت، در هر دو گروه زرد شدن پوست و سطح بالاتری از غلظت بتاکاروتن در سروم و در پوست دیده شد. درجه اریتما در گروهی که تنها ترکیب کارتینوئیدها را دریافت کردند بالا بود (p < 0.01). بنابراین نویسندگان نتیجه گیری کردند که ویتامین E ممکن است حفاظت کاروتینوئیدها را در مقابل اشعه ماوراءبنفش افزایش دهند.   

اثر ترکیبی از سه کاروتینوئید رژیمی اصلی، بتاکاروتن، لوتئین و لیکوپن (? میلی‌گرم در روز)، در مقایسه با بتاکاروتن (?? میلی‌گرم  با منشأ جلبک دریای) از نظر اثر محافظتی اریتما ارزیابی شد. ?? نفر به صورت تصادفی به سه گروه ?? تایی تقسیم و در یک آزمایش تحت کنترل داروی کاذب ، طرح مطالعه موازی قرار گرفتند. اولین گروه تحت درمان، ?? میلی‌گرم از بتاکاروتن در روز به مدت ?? هفته دریافت کرد، گروه دوم ترکیب کاروتینوئید و گروه سوم داروی کاذب دریافت کردند. اگرچه تعداد افراد تحت آزمایش پائین بود، نتایج نشان داد که شدت اریتما ?? ساعت بعد از قرارگیری در معرض اشعه در هر دو گروه تحت درمان با کاروتینوئید بعد از ?? هفته درمان به طرز قابل توجهی کاهش یافت که همراه با افزایش کاروتینوئید در سروم بود (p < 0.001). افزایش غلظت کاروتینوئید در سروم و در پوست در گروه ? و ? تحت مطالعه مشخص شد. بنابراین، هر دو درمان برپایه کاروتینوئید اریتمای ناشی از اشعه ماوراءبنفش را به روشی مشابه کاهش دادند.

6.مکمل ویتامین

ویتامین‌ها ترکیبات ارگانیک هستند که از نظر تغذیه‌ای برای بدن انسان ضروری هستند. آنها در مقادیر مشخصی در رژیم غذایی لازم و به خانواده‌های ساختاری مختلفی تعلق دارند. ویتامین‌ها همچنین نقش مهمی در سلامتی پوست ایفا می‌کنند و عملکردهای متفاوتی همانند فعالیت‌های آنتی‌اکسیدان، تنظیم چربی و کراتینه شدن، ساخت کلاژن، هموستاز ECM و حفاظت در مقابل نور بازی می‌کنند. محصولات نوتراسوتیکال گوناگونی ویتامین‌ها را به‌عنوان عنصر اصلی دربر دارند که در انسان‌ها آزمایش شده‌اند.

ترکیبی از ویتامین‌ها که از پاپایای تخمیر شده (Carica papaya L.) گرفته شده و یک کوکتل آنتی‌اکسیدان روی ?? نفر سالم آزمایش شد. افراد تحت آزمایش ??? گرم در روز از پاپایای تخمیر شده (FPP, final composition per ??? g: ???? g carbohydrates, ?? μg vitamin B?, ? μg folic acid, ??? mg calcium, ???? mg potassium, ??? μg niacin, ??? mg magnesium, ?? μg copper, ?? μg zinc, ?? mg arginine, ? mg lysine, ? mg histidine, ?? mg phenylalanine, ? mg tyrosine, ?? mg leucine, ? mg isoleucine, ? mg methionine, ?? mg valine, ?? mg glycine, ? mg proline, ?? mg glutamic acid, ?? mg serine, ? mg threonine, ?? mg aspartic acid, and ? mg tryptophan) و ? کوکتل آنتی‌اکسیدان (?? mg trans-resveratrol, ?? μg selenium, ?? mg vitamin E and ?? mg vitamin C) به مدت ?? روز دریافت کردند. نتایج، بهبود قابل‌توجهی در الاستیسیته، رطوبت و قابلیت آنتی‌اکسیدانی با هر دو ترکیب پاپایا و کوکتل آنتی‌اکسیدان نشان دادند (p < 0.05).

در مطالعه‌ای دیگر، ?? نفر، ??? یا ??? میلی‌گرم ویتامین C یا داروی کاذب به مدت ? هفته دریافت کردند. بعد از درمان، نتایج نشان داد که ??? میلی‌گرم ویتامین C فعالیت‌های پاک‌سازی رادیکال‌های پوست را ?? درصد افزایش درحالی‌که ??? میلی‌گرم فعالیت انتی اکسیدان را تا ?? درصد افزایش داد. 

در یک مطالعه دیگر، ?? فرد سالم ویتامین‌ها و المان‌های trace را دریافت کردند تا اثرات محافظت در مقابل نور این ترکیبات بررسی شود. گروه اول ??? میکروگرم سلنیوم، ?? میلی‌گرم سولفات مس، ?? میلی‌گرم آلفا توکوفرول و ???? میکروگرم رتینول دریافت کردند. گروه دوم تنها المانهای تریس (trace elements) را دریافت کردند، گروه سوم تنها ویتامین‌ها (14 mg α-tocopherol and 2700 μg retinol) و گروه آخر داروی کاذب را به مدت ? هفته دریافت کردند. مکمل‌ها در همه درمان‌ها با المان‌های فعال حفاظت در مقابل آفتاب‌سوختگی در اثر اشعه کم ماوراءبنفش در مقایسه با گروهی که داروی کاذب را دریافت کردند را نشان داد ولی تعداد افراد تحت آزمایش در سه گروه محدود بود. بااین‌وجود، درمان با trace elements و ویتامین‌ها کاهش بیشتری در شمار سلول‌های آفتاب‌سوخته را نشان داد.

اثرات حفاظتی ویتامین‌های E و C به میزان زیادی موردبررسی قرارگرفته است. ترکیب ویتامین E و C اثر حفاظتی در یک مطالعه تحت کنترل با داروی کاذب نشان داد. ده نفر تحت آزمایش ? گرم ویتامین C و 1000IU ویتامین E در روز یا داروی کاذب به مدت ? روز دریافت کردند. آفتاب‌سوختگی قبل و بعد از ? روز توسط MED و با سنجش جریان خون پوستی در پوست تحریک شده ارزیابی شد. ترکیب ویتامین C و E واکنش آفتاب‌سوختگی، صدمه در اثر اشعه ماوراءبنفش و جریان خون پوستی را کاهش دادند در حالیکه در گروهی که داروی کاذب دریافت کردند افزایش داشت. بااین‌وجود، تعداد کم افراد مورد آزمایش دقت آماری کمی فراهم کرد. 

فوشز (Fuchs) و کرن (Kern) نیز اثر حفاظتی در مقابل نور ترکیب ویتامین C و E را نشان دادند. در این مطالعه ?? نفر سالم در چهار گروه، ? گرم ویتامین E در روز ، ? گرم ویتامین C در روز، ترکیبی از هر دو ویتامین و داروی کاذب را به مدت ?? روز دریافت کردند. MED اندکی در گروه‌هایی که ویتامین‌ها را به‌تنهایی یا داروی کاذب را دریافت کردند افزایش داشت.

بااین‌حال، ترکیب هر دو ویتامین اثرات قویتری در محافظت در مقابل نور نشان داد. نویسندگان مقاله پیشنهاد می‌دهند که ویتامین C و E به صورت سینرژیک در سرکوب واکنش آفتاب‌سوختگی عمل می‌کنند.

پلاسزک و همکاران (Placzek et al.) اثر طولانی‌مدت مکمل خوراکی ترکیبی از ویتامین C و ویتامینE را در افراد با صدمه اپیدرمال اشعه UVB بررسی کردند. ?? داوطلب (?? مرد و ? زن) مکملی متشکل از ? گرم ویتامین C و 1000 IU ویتامین E را دریافت کردند و به طرز قابل‌توجهی در مقابل واکنش به اشعه UVB کاهش یافت. علاوه بر این، thymine dimers در اثر UVB در پوست به طرز قابل‌توجهی کاهش یافت. دوباره تعداد کم افراد تحت آزمایش در هر گروه دقت آماری آزمایش را پائین می‌آورد.

7.کوانزیم Q10 (CoQ10)

CoQ10 ترکیبی طبیعی غذایی است که غالباً در هم غذاهای کارا  و هم مکمل‌ها مورداستفاده قرار می‌گیرد. این یک ترکیب لیپوفیلیک برون‌زا است که مؤلفه ضروری متابولیسم انرژی میتوکندری، یک آنتی‌اکسیدان مؤثر است و دامنه‌ای از فواید احتمالی برای سلامتی انسان را دربر دارد. در یک مطالعه تحت کنترل با داروی کاذب، ?? فرد سالم ?? میلی‌گرم یا ??? میلی‌گرم CoQ10 (Q10Vital®) یا داروی کاذب را به مدت ?? هفته دریافت کردند. نتایج، تغییرات چشمگیری در MED نشان نداد. بااین‌حال، استفاده از مکمل دارای CoQ10 زوال ویسکوالاستیسیتی را محدود کرد (p < 0.05) و برخی نشانه های قابل رویت پیر شدگی همانند چین و چروک ها و خطوط ریز (p < 0.05) را کاهش و صافی پوست را افزایش داد.  

8.اسیدهای چرب غیر اشباع چندگانه (PUFAs)

PUFAs به طور سنتی برای سلامتی انسان مفید دانسته می شوند و بسیاری از سازمان ها و موسسات غذایی مصرف آنها را پیشنهاد می دهند. از نظر ساختاری، اسیدهای چرب غیر اشباع چندگانه به سریهای امگا تری (omega-3) و امگا سیکس (omega-6) تقسیم می شوند که بستگی به مکان قرارگیری باند دوگانه آنها دارد. فعالیت بیولوژیکی آنها بطور خاص مرتبط با بیماریهای قلبی عروقی و تورمی و همچنین سلامتی پوست است. برخی مطالعات روی مصرف اسیدهای چرب غیر اشباع چندگانه بر اساس فرمولاسیون نوتراسوتیکال انجام شده است. با این وجود با توجه به اینکه تعداد افراد تحت آزمایش کم و متوسط است دقت آماری این آزمایشات پائین است.

برای آزمایش قابلیت حفاظت در مقابل نور روغن ماهی، ده نفر مورد آزمایش و در رژیم غذائیشان با ده کپسول روغن ماهی در روز که هر کپسول ???دارای  میلی گرم eicosapentaenoic acid (EPA) و ??? میلی گرم  docosahexaenoic acid (DHA) بود و ?? نفر هم داروی کاذب در روز دریافت کردند. بعد از دو هفته اثر چشمگیری در پارامترهای اندازه گیری مشاهده نشد. با این وجود، بعد از ? هفته افزایش کوچکی از نظر آماری در MED در گروهی که روغن ماهی دریافت می کردند دیده شد. این نویسندگان نتیجه گیری می کنند که دوز پائین روغن ماهی (EPA و DHA) در دوره کوتاه مدت ممکن است نقش حفاظتی در مقابل نور آفتاب داشته باشد. در مطالعه ای توسط رودس و همکاران (Rhodes et al) ?? زن سفید پوست تحت آزمایش و در رژیم غذاییشان با ?? گرم روغن ماهی در روز (?? درصد EPA و ?? درصد DHA) به مدت ? ماه دریافت کردند. بعد از ? هفته درمان، افزایشی در MED مشاهده ولی در ?? هفته دوباره MED کاهش یافت. اگرچه دریافت روغن ماهی اریتمای ناشی از اشعه ماوراء بنفش را کاهش می دهد، پروکسیده شدن لیپید پوست در اثر طبیعت ناپایدار اسیدهای چرب n-3  کاهش می یابد.   

در مطالعه ای دیگر، اثر حفاظتی مکمل EPA بررسی شد. برای این منظور، ?? نفر تحت ازمایش، ? گرم EPA (??درصد) یا اولئیک اسید (oleic acid) در روز به مدت سه ماه دریافت کردند. اریتمای ناشی از تابش اشعه UVB و  p53 در گروهی که تحت درمان با EPA بودند کاهش یافت در حالیکه تغییرات چندانی در گروهی که اولئیک اسید دریافت کردند دیده نشد.

SemoSqualene® یک مکمل خوراکی است غنی از اسکوالن است (شکل ?)، یک هیدروکربن آلیفاتیک غیر اشباع چندگانه و در ?? زن سالم تحت آزمایش (با سن بالای ?? سال) مورد استفاده قرار گرفت. یک دوز بالای اسکوالین (?????? در روز) به مدت ?? روز چین و چروک های پوست صورت را کاهش داد همچنین با افزایش MED حساسیت پوست به اشعه ماوراء بنفش را کاهش، پروکلاژن نوع اول عبارت ژنی را افزایش و صدمه و آپوپتوز دی انی ای تحت تاثیر اشعه ماوراء بنفش را کاهش داد. این اثرات ممکن است مرتبط با قابلیت آنتی اکسیدان آن باشد.

مطالعات متعددی بر روی انسان برای آزمایش قابلیت روغن ماهی در تخفیف اگزما یا ضایعات پسوریازیس انجام شده است. زیبوح و همکاران (Ziboh et al) فوائد مکمل های روغن ماهی را در ?? بیمار مبتلا به پسوریازیس با دریافت ?? تا ?? میلیگرم (?? درصد EPA و ?? درصد DHA در هرگرم) به مدت ? هفته بررسی کردند. در پایان درمان، نتایج نشان داد که ? بیمار بهبود ملایم تا متوسط در ضایعات پسوریازیس که مرتبط با نسبت بالای EPA-DHA در داخل سروم، لیپیدهای اپیدرمال و نتروفیل نشان دادند. نتایج نشان می دهد که افزایش نسبت leukotriene B5 (LTB5) مسئول کاهش تورم و التهابات است.

در مطالعه ای مشابه ?? بیمار مبتلا به پسوریازیس مزمن شدید روزانه ?? گرم EPA به مدت ? هفته دریافت کردند. بعد از درمان، یک کاهش در اریتما در ?? درصد بیماران مشاهده شد. یک دوز پائین تر از روغن ماهی دارای ???گرم EPA (MaxEPA®) به صورت روزانه برای ?? بیمار مبتلا به پسوریازیس به مدت ?? هفته استفاده شد. بعد از ? و ?? هفته، خارش (تحریک پوست)، اریتما و scaling در گروه تحت درمان فعال کاهش یافت، با روندی در کاهش کلی سطحی از بدن که تحت تاثیر قرار گرفته، در حالیکه هیچ تغییری در گروه دریافت کننده داروی کاذب دیده نشد.

 

تنها دو مطالعه روی بیماران مبتلا به پسوریازیس یا اگزمای آتوپیک با تعداد زیاد افرادتحت آزمایش، انجام شده است. در ابتدا، ?? بیمار با پسوریازیس مزمن و پایدار ،مکمل ???? میلی گرم EPA و ??? میلی گرم DHA به مدت ? هفته داده شد. نتایج بهبود در وضعیت کلی پوست و بیماری هر فرد همانند پروریتیس، scaling، induration و اریتما نشان داد. دوم، ?? نفر تحت آزمایش (?? بزرگسال و ?? کودک) مبتلا به اگزمای آتوپیک روغن بذر گل پامچال (EPO) به مدت ?? هفته دریافت کردند. بزرگسالان مکمل دارای ???? میلی گرم لینولئیک اسید و ??? میلی گرم گاما لینولئیک اسید در روز دریافت کردند. کودکان ??? میلی گرم لینولئیک اسید و ?? میلی گرم گاما لینولئیک در روز دریافت کردند. نتایج بهبود ملایمی در نشانه های کلینیکی اگزمای اتوپیک بعد از درمان نشان داد.  

9.بحث

نوتراسوتیکال ها که روی سلامتی پوست تمرکز دارد تحت تاثیر تقاضای مشتریان بازار رو به رشدی دارد، ولی شواهد علمی قوی برای محصولات هنوز نادر است. از یک طرف، تقاضای روز افزون محصولات طبیعی به سمت آینده ای نوید بخش اشاره دارد و فرصتهای زیادی برای شرکت ها بوجود می آورد. از طرف دیگر، شواهد علمی درباره این محصولات باید به میزان قابل توجهی افزایش یابد تا قطعیت و اطمینان از محصول را بهبود ببخشد.

اول، اگرچه برخی مطالعات شامل سنجش ترکیبات اصلی و متابولیت های استخراجی از فرمول های تحت مدیریت است، بسیاری از مطالعات این اطلاعات را در بر ندارد. ارتباط بین غلظت (تمرکز) پلاسمایی متابولیت ها و اثرات مشاهده شده بیولوژیکی، پایه گذاری یک رابطه علت و معلول را اجازه خواهد داد و تحقق ادعا را بهبود می بخشد.

مطالعات فراهمی زیستی بنا به دلایل مختلف ناقص است. در برخی موارد فراهمی زیستی یک ترکیب خالص تک، مطالعه شده و نه همان ترکیب در حضور فرمولاسیون کلی. در برخی موارد دیگر، تنها مطالعات جذب vitro انجام شده، که قابل ملاک قرار دادن به vivo نیست. علاوه بر این مطالعات فراهمی زیستی، مطالعات مکانیکی در مدل های سلولی پوست نیز باید انجام شود تا یک منطق از اثرات بیولوژیکی مشاهده شده ارائه دهد.      

مشکل دیگر در هنگام مقایسه مطالعات مختلف دیده می شود که ناشی از تفاوتهای بزرگ در دوزها، افزودنیها و فرمولاسیون گالنیک (galenic) برای عنصر فعال یکسانی است که مانع مقایسه درست می شود. فرمولاسیون ها توسط نویسندگان برای بهبودی حلالیت، جذب یا فراهمی زیستی و امکان پذیری از نظر تکنولوژیکی بهبود داده شده اند. ینابراین، حتی هنگامیکه دوزهای مشابه از عنصری یکسان مورد استفاده قرار می گیرند، تفاوتهای بزرگی مابین مطالعات با توجه به فرمولاسیون، علاوه بر شاخصه های پوستی اصلی افراد تحت آزمایش حاصل می شود.

با این وجود، مهمترین موضوع آزمایشات روی انسان ها استفاده از نوتراسوتیکال ها برای مقاصد پوستی، دقت آماری پائین برای برخی از این مطالعات است و بنابراین اهمیت نتایج را پائین می آورد. در بسیاری از موارد، همانند آنچه که در این مقاله نشان داده شد، تفاوتهای مابین گروه های تحت درمان و گروه های استفاده کننده از داروهای کاذب، از نظر آماری چشمگیر است، ولی اهمیت کلینیکی با توجه به تعداد کم افراد تحت آزمایش کاملاً پائین است.

در سایر موارد، اهمیت بیولوژیکی با توجه به سنجش های بر اساس نظر سنجی های یا درک و دریافت های شخصی ضعیف است. برخی مطالعات حتی فقدان وجود یک گروه مصرف کننده داروهای کاذب، که اثرات دیگر همانند رژیم، فصل یا سبک زندگی را سخت می کند. زمان استانداردسازی و استفاده از تعداد مینیمم افراد تحت آزمایش و اندازه گیریهای پوستی به منظور رسیدن به دقت آماری کافی، رسیده است.

این بررسی تلاش کرده است که مرتبط ترین آزمایشات روی انسان ها را بر اساس محصولات نوتراسوتیکال مرتبط با پوست و موضوعات آرایشی گردآوری کند. آزمایشات انجام شده روی انسان که در این مقاله مرور شد، عناصر مختلفی را پوشش می دهد: پروتئین ها، اولیگوساکاریدها، لیپیدها، ویتامین ها، پلی فنول ها، و همچنین عناصر خالص یا فرمولاسیون های پیچیده. در هر مورد، قدرت و ضعف مطالعات مرور شده باید برجسته شود تا در آینده بهبود یابد.

برخی آزمایشات روی انسان، با پپتیدهای کلاژن از یک گروه استفاده کننده از داروی کاذب استفاده نکرده یا یک ترکیب پیچیده در مکمل رژیمی استفاده می شود. بنابراین پایه گذاری یک رابطه علت و معلول برای عناصر سخت است. با در نظر گرفتن پلی ساکاریدهای بیواکتیو، علی رغم تفاوتهای قابل توجه مشاهده شده در برخی مطالعات روی Imedeen®  ، تعدا کمتر افراد تحت آزمایش استفاده یا عدم استفاده از یک گروه استفاده کننده از داروی کاذب ممکن است سبب شک هایی درباره نتایج شود. نویسندگان همچنین گزارش دادند که ? بیمار در گروه  Vivida®  جوش های ملایم و گذرا در طی اولین هفته های درمان به وجود آورد. با این وجود، آزمایشات انجام شده با  گالاکتو-اولیگوساکاریدها به نظر می رسد که نتایج قاطعی در بهبود آبرسانی و عملکرد مانعی پوست نتیجه می دهد.

عصاره پوست درخت کاج دریایی فرانسوی، Pycnogenol® ، در حداقل پنج آزمایشات بر روی انسان ها مورد استفاده قرار گرفت. با این وجود، تعداد کم و متوسط افراد تحت ازمایش، دقت آماری پائینی داشته، عدم وجود گروه مصرف کننده داروی کاذب در برخی موارد و گنجاندن Pycnogenol®  در ترکیبات پیچیده از پایه گذاری یک رابطه علت و معلول جلوگیری می کند، که پیشنهاد می دهد که برخی نتایج روی عنصر Pycnogenol®  برای سلامتی پوست باید با احتیاط استفاده شده و مطالعات بیشتر در این زمینه لازم است. سایر مطالعات بر اساس عصاره های پلی فنولیک بر اساس پروسیانین نتایج جامعی در ممانعت در مقابل لکه های ناشی از اشعه ماوراء بنفش به دلیل تعداد زیاد افراد تحت آزمایش داشته است.

اثربخشی پلی فنول های رزماری و مرکبات در کاهش قرمزی و MED و بهبود الاستیسیته پوست و کاهش عمق چروک ها مرتبط با کاهش اکسیداسیون لیپید پوست نیز به صورت قطعی اثبات شده است. و یک منطق مکانیکی نیز در مدل سلول پوستی فراهم شده است. یک عصاره پرتقال توسرخ غنی در آنتوسیانین ها و Polypodium leucotomosextract نیز شواهدی از بهبودی در نشانه های مختلف پوستی مرتبط با پیر شدن پوست (اریتما، کم آب شدن، الاستیسیته و تجمع رنگدانه ها) نشان داد ولی با تعداد کمتر افراد تحت آزمایش، که قطعیت نتایج را تحت تاثیر قرار می دهد.

 

مطالعات موجود روی نوتراسوتیکال ها شامل کارتونئویدها افزایش ملایمی از MED با دوزهای ?? تا ?? میلی گرم در روز نشان می دهند، ولی دوباره بازهم تعداد کمی افراد در مطالعات استفاده شد . مطالعات انسانی روی ویتامین ها، به ویژه ویتامین E و ویتامین C با افزایش لاستیسیته پوست، رطوبت و قابلیت آنتی اکسیدانی در ارتباط با افزایش MED خواص حفاظت در مقابل نور نشان می دهد. در نهایت، مطالعاتی که ازنوتراسوتیکال های  اسیدهای چرب غیر اشباع چندگانه در آنها استفاده شده، نتایج غیر قطعی نشان می دهند. با این اوصاف، یک کاهش اریتما و تورم در بیماران مبتلا به ضایعات پسوریازیس یا اگزما که از نوتراسوتیکال های بر اساس امگا تری استفاده کرده اند دیده می شود.  

10. نتیجه گیری

شماری از عناصر طبیعی نشان داده شد که پتانسیل موثری در تخفیف نشانه های پیری پوست و برخی بیماریهای پوستی دارند. توضیح منطقی اثرات سودمند احتمالی یک عنصر باید در درجه اول در مدل های سلولی پوستی برای استخراج مکانیزم ممکن عمل آن نشان داده شود. اگرچه نوتراسوتیکال ها تحت قوانین غذا هستند، قوانین محصولات آرایشی اروپا تجاری سازی عناصر یا محصولات  آرایشی که روی حیوانات آزمایش شده اند را منع می کند. بنابراین تنها راه ارزیابی اثر یک عنصر آرایشی یا روی مدلهای سلولی پوست vitro  یا روی انسان است. تا کنون، آزمایشات انجام شده روی انسان در بسیاری از موارد بنا به دلایل مختلف چندان قطعی نیستند. در برخی موارد، عنصر مورد آزمایش در سطح پائینی مشخص شده یا آن بخشی از یک ترکیب پیچیده است که مانع از برقراری یک رابطه علت و معلول مابین عنصر و اثرات بیولوژیکی می شود. در سایر موارد، آزمایشات کلینیکی قدرت اماری پائینی نشان می دهند چرا که تعداد افراد مورد آزمایش ناکافی یا یک فاقد گروه مصرف کننده داروی کاذب هستند. علاوه بر این، آزمایشات انسانی تنها شاخصه های مولکولی پوست را اندازه گیری می کنند (استرس اکسیداتیو، فعالیت آنزیمی، عبارت ژنی و متابولیت ها) که یک پایه مکانیکی را فراهم می کنند. بنابراین، در آزمایشات ویترو یا اروی انسان روی نوتراسوتیکال های پوست باید به گونه ای طراحی شده باشند که بر همه این محدودیت ها غلبه کنند. نوتراسوتیکول های پوست انتظار می رود به زودی بازاری سودآور داشته باشد. با این وجود، آزمایشات بهتر و بیشتری روی انسان باید انجام شود تا پایه علمی نوتراسوتیکال های پوست و قابلیت اطمینان به آنها را بهبود بخشند.  

 

منبع: http://www.mdpi.com/2072-6643/10/4/403/html#

 

نگارش: زری هاشمی